
می رویم و در شبیه خوانی غروب
باز هم به یک دل آشنا نمی رسیم
این تمام سرنوشت ما پرنده هاست
می پریم و تا ستاره ها نمی رسیم
چون کبوتر از تب ترانه تا رها
می پریم و بازهم به لانه می رسیم
حرفی این میان همیشه گنگ مانده است
اینکه ما به حرمت صدا نمی رسیم
تشنه مانده آفتاب و هرچه می دویم
باز هم به ظهر ماجرا نمی رسیم
این تمام نا تمامی من و شماست
ما که از کجا به نا کجا نمی رسیم
می دویم و می دویم و باز می دویم
می دویم و باز هم به ما نمی رسیم
تولدت مبارک ماه مهربان